<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-3962683376603524677</id><updated>2012-02-16T03:01:48.720-08:00</updated><title type='text'>دیدگاهها</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>کامیار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/18133339944132859706</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>5</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3962683376603524677.post-583931602597716492</id><published>2009-12-03T05:13:00.000-08:00</published><updated>2010-09-18T22:32:46.994-07:00</updated><title type='text'>گزیده ای از نامه ها و سخنان آیت الله بروجردی، در رابطه با حقوق بشر از منظر دین سنتی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: 78%;"&gt;((&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;بخش دوم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; font-size: 78%;"&gt;))&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #666666;"&gt;به مناسبت روز جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر&lt;/span&gt;با به پایان رسیدن دوران محکومیت آیت الله بروجردی در آخر آبان ماه1388برابربا 21 نوامبر 2009 و فرارسیدن روز جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر بخش دوم از نامه ها و سخنان آیت الله بروجردی را تهیه و منتشر کرده ایم تا علاوه براینکه مبانی اصولی و خدشه ناپذیر اسلام حقیقی را معرفی کرده باشیم وهمچنین جامعه بین الملل مواردی از نقض علنی و مستمر حقوق بشر در ایران را مشاهده کنند و بدانند حاکمانی که به نام اسلام در ایران ظلم میکنند صرفا اسلام را ابزاری برای نیل به اهداف شومشان قرار داده اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;***&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;من خدائي را مي‌پرستم كه پيامبران را به قهر و غضب نفرستاده باشد و حكمي در رعب و وحشت جامعه ارسال نكرده باشد.&lt;br /&gt;ديني را قبول دارم كه مردم‌نواز باشد و دستان مجريان آنرا براي خودكامگي باز نگذاشته باشد.&lt;/span&gt;من عدالت را روح اجتماع مي‌دانم، آنگاه كه روان بشريت پريشان گشت، ناامني سراسر زمين را فرا مي‌گيرد.&lt;br /&gt;من آزادي را جسم موجودات مي‌دانم، در صورت سلب آزادي از هر موجودي، كالبدش تباه مي‌گردد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;اينجانب توجه به حقوق بشر را از اعظم خدمات حياتي مي‌دانم؛ انسان براي خلاصي از هر نوع اسارتي،‌ آزادي لازم دارد، هركس با طرح هر قانوني، درصدد محو يا محدوديت براي آزادي باشد به حقيقت انسانيت جفا كرده و مستوجب طرد است.&lt;/span&gt;من، صلح را از باران براي مردم زمين، ضروري‌تر مي‌دانم زيرا زندگي با كمبود آب را با عطوفت و مهرباني همنوعان مي‌توان علاج نمود.&lt;br /&gt;من حق‌كشي‌هاي رايج در ممالك را براي ابناء بشر، از قحطي زشت‌تر مي‌دانم، زيرا كه در قهر طبيعت، بني‌آدم مددكار يكديگر مي‌شوند و فشارهاي ناشي از بلاياي طبيعي را تسكين مي‌دهند، اما در نقض حقوق طبيعي و فطري و خداداده‌ي انسان، قدرت اعتراض جمعي، مي‌شكند و توان رعيت براي احقاق حقش محو مي‌گردد.&lt;br /&gt;من تاريخ گذشته را نسبت به تضيع حقوق بشر، شرم‌آور مي‌دانم آنجا كه حكام براي توسعه‌طلبي خود، از جان ملتها مايه ‌گذاشتند و آرامش خلق را به خاطر كشورگشائي‌هاي خويش،‌ سلب ‌كردند، خونهاي مظلومين را براي جاه‌طلبي‌هاي خود ريختند و نسلهائي را منقرض ‌ساختند تا به اغراض حيواني و ضد انساني خود برسند.&lt;br /&gt;جنگهاي جهاني موجود بر تارك تاريخ را عصيان بر موجود برگزيده‌ي خداوند مي‌دانم و سياهي‌هاي پاك‌نشدني از جنايات آن را لكه‌ي ننگي بر دامن سياستمداران بي‌وجدان و دور از خدا مي‌دانم.&lt;br /&gt;من هرگز مذهبي را كه با زور و تفتيش عقايد و سلب آزادي‌هاي فكري راه پيشرفت را براي خود مشروع مي‌داند باور ندارم.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;معتقدم دين و حكومت بايد از يكديگر جدا شوند و يكي شدن اين دو به معني فراهم شدن استبداد ديني و ايجاد بحرانهاي بين‌المللي خواهد بود.&lt;/span&gt;تاريخ اثبات كرده است كه فراهم آوردن بهانه‌هاي ديني در امور حكومتي، صلح و امنيت جهاني را به خطر مي‌اندازد.&lt;br /&gt;اينجانب،‌ انسان را اشرف مخلوقات مي‌دانم و او را برگزيده‌ي الهي در هستي مي‌بينم و هرگونه تعرض به هويت و موجوديت و شخصيت و مالكيت او را خلاف اراده‌ي خداوندي مي‌دانم.&lt;br /&gt;‌انسانها حاكمان بلامنازعه‌ي حكومتها هستند و دولتها، خدمتگزاران ايشان مي‌باشند؛ هر حاكمي كه قصد استثمار انساني را داشته باشد گمراه است و حق اشتغالات حكومتي را ندارد.&lt;br /&gt;استعمارگر در هر لباسي كه انگيزه‌ي چپاول و تعدي به بشريت داشته باشد، به همه آحاد انساني اعلام جنگ داده است.&lt;br /&gt;هيچ تفاوتي در نژادها و رنگ‌ها و ملل كره‌ي زمين نمي‌باشد و بني آدم، در هرآنچه كه از مدخل اين سياره‌ي خاكي به دست مي‌آيد، ‌سهيم است.&lt;br /&gt;وجود گرسنگي در جهان، بي آبروئي ثروتمندان را به تاريخ مي‌برد و آن را به عنوان بي‌رحمي و بي‌وجداني، ثبت مي‌گرداند.&lt;br /&gt;تمام ملتهاي زمين بايد از امكانات طبيعي آب و خاك و هوا، بهره‌برداري كنند.&lt;br /&gt;زياده‌خواهي‌ها و توسعه‌طلبي‌ها و امتيازگيريها نشانه‌ي عدم قناعت و احتياط و اعتدال است و سبب بروز كينه‌ها و عداوتها مي‌شود و مردم بي‌گناه را تهديد به خونريزي مي‌كند لذا بايد از هر ابزاري كه اسباب نبردها را فراهم مي‌آورد، اجتناب كرد.&lt;br /&gt;مقدمات جنگ در جبهه‌گيري‌هاي خصومت‌آميز است، لذا بايد بين همه اقوام و اديان، پلهاي دوستي و محبت ساخت و روابط بين‌المللي را بر پايه حسن ظن و تكثير مودت و پرهيز از تحريكات اقليتي و جغرافيائي و مرزي و انساني، بنا نمود.&lt;br /&gt;من منادي صلح مي‌باشم و به خاطرش جوانيم را تقديم خداوند كرده‌ام، به عنوان يك آزاديخواه كه سالها به خاطر حرمت آزادي، تاوان سنگيني را در قرباني دادن از خانواده و فروپاشي زندگيم داده‌ام، خواهان دموكراسي در تمامي جهان هستم.&lt;br /&gt;تفاوتي بين اديان آسماني و مذاهب الهي نمي‌بينم، هرآئيني كه ما را به پروردگار جهان برساند، سعادت‌آفرين خواهد بود.&lt;br /&gt;سلاحهاي كشتار جمعي را ضديت با بشر مي‌دانم و بمبهاي هسته‌اي را عامل نابودي و انقراض انسان مي‌يابم؛ مسابقه در توليد و تكثير و فروش اسلحه را مغاير با سلامت محيط زيست مي‌دانم و هرچه را كه باعث برهم خوردن آرامش انسان شود، محكوم مي‌كنم.&lt;br /&gt;بايد فرهنگ‌سازي در جهان به گونه‌اي پيش رود كه نيازي به داشتن زندان نباشد؛ نبايد حكومتها قوانيني وضع كنند كه باعث به زحمت افتادن مردم شود.&lt;br /&gt;مالياتها و عوارض و جريمه‌ها بايد در حد اعتدال و ميانه باشد و رعايت توانائي اقشار مردم در پس دادن و اداء آنها بشود.&lt;br /&gt;من از ايران‌زمين به تمامي خادمين حقوق بشر، تواضع مي‌كنم و مناديان صلح را در آغوش مهرم مي‌فشارم.&lt;br /&gt;در حالي كه انجمن حمايت از حيوانات در چگونگي برخورد انسان با حيوان، نظارت دارد و آن را زير ذره‌بين دارد، چگونه از حال بشر مظلوم و مفلوك در جاي‌جاي اين كره، غافل مي‌شود!&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;***عدالت قدرتها، از طراوت باران بهارى لازمتر است.&lt;br /&gt;بهترين چيزى كه بقاء دولتها را تضمين مى‏كند، عدل و مساوات است.&lt;br /&gt;آنچه كه امنيّت را در جهان بيمه مى‏نمايد، رفع تبعيض و نابرابرى در جامعه انسانى است.&lt;br /&gt;آيا در برابر انجمن حمايت از حيوانات، تأسيس سازمانهاى دفاع از حقوق اوّليّه بشرى ضرورى نمى‏باشد؟&lt;br /&gt;تمام اديان الهى سفارش بنى‏آدم را به توانگران و توانمندان كرده‏اند.&lt;br /&gt;چگونه وجدان مُرفهين جهان راضى مى‏شود كه در برابر ميليونها گرسنه و تشنه، سفره‏هاى رنگارنگى در كشورهاى مترقّى گسترده باشد؟&lt;br /&gt;آيا اين نشانه پيشرفت و تكامل است كه در ممالك غربى، براى حيوانات، بيمارستان‏ها و تِكنسين‏ها باشند، ولى بسيارى از همنوعانشان در اقصى نقاط دنيا به خاطر دورى از دارو و نداشتن پزشك، گروه گروه در برابر عزيزانشان پرپر شوند و ملتمسانه، چشم از زندگى بپوشند!&lt;br /&gt;فقر و فلاكت در كشورهاي صاحب ثروت طبيعي و منابع زيرزميني نشانه‌ي چيست؟&lt;br /&gt;آيا پيامي جز خيانت حكام آنرا به خبرگزاريهاي تاريخ مخابره مي‌كند؟!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;درد اصلي كه بايد رديابي شود، استبداد است كه زير لواي اسلام به احراز مقاصد شخصي مي‏پردازند و اهل بيت را سپر خود مي‏كنند و قرآن را هزينة نيّات سليقه‏اي و خصوصي خود مي‏گردانند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;***استکبار ديني، بسي نکبت‏بارتر از استعمار اقتصادی و استثمار فرهنگي مي‏باشد، زيرا که در اولي، آدمي، به جای خدای جهان نشسته و نفسانيات خويش را به نام پروردگار عالميان ديکته مي‏سازد و اين ديکتاتوري مذهبي، سلّولهای وجداني بشر تحت فشار را مي‏خشکاند و تاريخ را خدشه مي‏دهد و محبت الهی را از دلهای بندگانش، زائل مي‏سازد.&lt;br /&gt;***براستی آنگاه که شریعتمداران دروغگو و خدافروش دست به غارت خزائن اخلاقی جامعه می‏زنند و عقرب‏گونه جان بی‏رمق محرومین کره خاکی را طعمه قرار می‏دهند، زلزله‏ای مافوق ریشتر، هیبت انسانیت را خرد می‏کند و فرسودگی به اندام بنی‏آدم می‏دهد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;***تاریخ حکومتهای مستبد مملو از گزارشات جاودانه‌ای از تبعیضها و سرکوبها و جنایات و مفاسد است، بهانه‌ی فرعون و نمرود حس برتری خویش بود که خود را خدای جهان می‌دانستند و هيتلر، به بهانه‌ي برتري نژادي دنيا را به آتش كشيد و امروز شاهد تحركات مشابهي در سرزمين ايران هستيم كه در مدعيان جعلي نيابت خداوند و وكالت پيامبران تجلي يافته است.&lt;br /&gt;آري، متاسفانه دخالت دادن دين در سياست ابزار‌هائي در اختيار حكام مدعي دينمداري قرار داده كه بالاترين نوع جنايات و سركوبهاي داخلي و ماجراجوئي‌هاي بين‌المللي را به بهانه‌ي اجراي دستورات خداوند مرتكب شوند، ايشان بارها اعلان كرده‌اند با تكيه بر حس برتري ديني و مذهبي، وظيفه خود مي‌دانند كه جهان را در تفكرات خود هضم كنند و توسعه‌طلبي‌هاي بين‌المللي را رسالتي خدائي و آسماني مي‌پندارند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;***بار ديگر با همه‌ي گرفتارانِ زندگي در فضاي مسموم ارتجاعي كه از حقوق انساني يا مطالبات خود محرومند، همدردي مي‌كنم، و اين كلام حكيمانه را متذكر مي‌شوم كه: وجود اقشار محروم در جوامع صاحب ثروت طبيعی، نشانگر خيانت حاکمان آن مناطق است.&lt;br /&gt;پيشوايان آسماني در توزيع بيت‌المال تفاوتي بين مؤمن و بي‌دين قائل نبودند و رعيت را درجه‌بندي نمي‌كردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3962683376603524677-583931602597716492?l=sedayeazadi8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/feeds/583931602597716492/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3962683376603524677&amp;postID=583931602597716492' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/583931602597716492'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/583931602597716492'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/2009/12/1388-21-2009.html' title='گزیده ای از نامه ها و سخنان آیت الله بروجردی، در رابطه با حقوق بشر از منظر دین سنتی'/><author><name>کامیار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/18133339944132859706</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3962683376603524677.post-9077293251977375006</id><published>2009-11-18T14:07:00.000-08:00</published><updated>2010-09-18T22:33:24.699-07:00</updated><title type='text'>گزیده ای از نامه ها و سخنان آیت الله بروجردی در رابطه با حقوق بشر از منظر دین سنتی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: 78%;"&gt;((&lt;/span&gt;بخش اول&lt;span style="font-size: 78%;"&gt;))&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ایشان در طول بیش از سه سال دوران زندانی خود، از درون زندان شجاعانه به حمایت از حقوق پایمال شده بشریت ، نامه های متعددی را منتشر کرده اند که تاوانش تحمل شکنجه های روحی و جسمی ظالمانه ایست که از سوی دژخیمان رژیم بر ایشان اعمال شده است.&lt;br /&gt;نوشتار ذیل گزیده و خلاصه ای از نامه های ایشان می باشد .&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt;« دين سنتي »"اسلام واقعی" &lt;span style="color: #3333ff;"&gt;مخالف ترور و خشونت و اعدام و حد زدن و سنگسار و زندان و سركوب و استراق سمع و تفتيش عقائد و محدود كردن اقليتهاي مذهبي و تبعيض بين زن و مرد و سانسور اخبار&lt;/span&gt; است. آموزه‌هاي الهي، تعالي‌بخش جامعه است نه ابزار و بهانه‌اي براي حكومت، آنکه مذهب را وسیله‌ی استبداد خویش قرار می‌دهد، به نسل آدم و حوا خيانت می‌کند و قداست پيامبران را به زير چكمه می‌برد و وجدان بشري را نابود می‌نماید.بار ديگر با همه‌ي گرفتارانِ زندگي در فضاي مسموم ارتجاعي كه از حقوق انساني يا مطالبات خود محرومند، همدردي مي‌كنم، همچنين به آن دسته از هموطناني كه هنوز اميدوار به ظهور روزهاي بهتري در اين دوران هستند هشدار مي‌دهم كه سرنوشت اين مرجع و روحاني و از تبار پيامبر در حكومتِ مدعي تشيع چنين بوده، پس واي به حال ديگران.از روشنفكران و انديشمندان و نخبگان و مغزهاي متفكر كه مجبور به ترك ايران شدند و با فقدانشان كشور به فقر علمي و فرهنگي مبتلا شد مي‌خواهم در حالي كه ضايعه‌ي اسفناك حرمت ‌شكني ايران و ايرانيان در سطح جهاني را نظاره مي‌كنند و براي احياء آبروي به ناحق پايمال شده تلاش مي‌نمايند، به دنيا اعلام كنند كه: بلاياي اين 28 سال را به حساب تز ناهنجار « سياست ما عين ديانت ماست » بگذارند نه دين و مذهب و توده‌هاي ملت.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt;اينجانب تفتيش عقائد را مغاير با حکم خدا در کلام "&lt;span style="color: #006600;"&gt; لا اکراه في الدين&lt;/span&gt;" مي دانم و خفقان را معارض با شعار ديني "&lt;span style="color: #006600;"&gt;يريد الله بکم اليسر&lt;/span&gt;" مي بينم و تحميل قوانين طاقت فرسا را نافي قانون ربوبي در منظر "&lt;span style="color: #006600;"&gt;و لا يريد بکم العسر&lt;/span&gt;" مي دانم و ديکتاتوري را خلاف گزينه "&lt;span style="color: #006600;"&gt;و لا يکلّف الله نفسا الا وسعها&lt;/span&gt;" مي بينم و سرکوب اعتقادي را محارب بيان الهي "لا&lt;span style="color: #006600;"&gt; نفرّق بين احد من رسله&lt;/span&gt;" مي دانم و داشتن&lt;span style="color: #3333ff;"&gt; زندان را خلاف سيره حيدر کرار&lt;/span&gt; مي بينم و صلح نامه امام مجتبي را متضاد با هر نوع جنگ طلبي مي دانم و تسليم شدن اميرالمومنين به حکميّت را عين جمهوريت مي دانم و بازگشت مرتضي علي را از نيمه جنگ صفين، حرمت دهي به راي اکثريت مي دانم و &lt;span style="color: #3333ff;"&gt;اجتناب ائمه شيعه را از تشکيلات حکومتي، دليل بر وجوب دوري روحانيون از تحرکات سياسي مي &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;دانم &lt;/span&gt;و اجماع علماي تشيع را در برائت از مواضع سياسي، دليل بر تخريب ديانت در تماس با سياست مي دانم و بيلان کار سياسي و اقتصادي و اعتباري و اعتقادي اسلام دولتي را عامل بدبيني عامه به معنويات و الهيات مي دانم و نقض آشکار و علني و همه جانبه حقوق بشر را در ايران نتيجه شعار " ديانت ما عين سياست ماست" مي دانم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt;اسلامی که مد نظر ماست پرچمش " &lt;span style="color: #006600;"&gt;و لا یرید بکم العسر&lt;/span&gt; " است و اعلام می کند که خداوندگارتان اهل سختگیری و اذیت بندگانش نیست. دینی که در تحکیمش ایستاده ایم کلامش " &lt;span style="color: #006600;"&gt;ولا یکلف الله نفسا الا ما اتاه&lt;/span&gt; " بوده و می گوید هیچگاه پروردگارتان قوانین تند و تیز و شاقی را بر شما تحمیل نمی کند چرا که او می داند " &lt;span style="color: #006600;"&gt;خُلق الانسان ضعیفا&lt;/span&gt; " آدمی ظریف و ضربه پذیر و بدون مقاومت است و به زبان حال بشر اشاره داشته که "&lt;span style="color: #006600;"&gt; لا طاقه لنا&lt;/span&gt; " ؛ پس هرگز همانند یک حاکم بی رحم و سنگدل دستورات خشن و ایذایی نمی دهد. مذهبی را که به جامعه می پروراندم فریادش " &lt;span style="color: #006600;"&gt;لا اکراه فی الدین&lt;/span&gt;" بود و آموزه اش نهی از استبداد دینی است. الفبای معنویات مورد تدریسم " &lt;span style="color: #006600;"&gt;یسئلونک ماذا ینفقون،قل العفو&lt;/span&gt; " است که &lt;span style="color: #3333ff;"&gt;توصیه عمومی به محبت و همزیستی مسالمت آمیز&lt;/span&gt; می باشد. &lt;span style="color: #3333ff;"&gt;راه ما مشرب تسامح و تساهل&lt;/span&gt; است که در این نسخه نمایان شده "&lt;span style="color: #006600;"&gt; و ما جعل علیکم فی الدین من حرج&lt;/span&gt; " به یقین بانی شرایع آسمانی، پیامبر و کتابی نمی فرستد که باعث تخریب اعصاب و تنگی معیشت مردم گردد. مکتب دینی ما " &lt;span style="color: #006600;"&gt;مله ابیکم ابراهیم&lt;/span&gt;" است که تمامی پیروان ادیان و مذاهب الهی را یک خانواده بزرگ توحیدی می داند و پیام معلم خداشناسی، ابراهیم خلیل آن است که " &lt;span style="color: #006600;"&gt;فمن تبعنی فانه منی&lt;/span&gt; " که مفهومش&lt;span style="color: #3333ff;"&gt; اتحاد تمامی مذاهب&lt;/span&gt; است و قرابت و خویشاوندی گسست ناپذیر همه طرفداران ادیان آسمانی، بنابراین هرگونه تنش و تحریک منفی و مخرب را در صفوف موحدان عالم یک حرکت شیطانی می دانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt; هميشه تشنه عدالت بوده‌ام و با ديكتاتورها در نبرد پيوسته قرار داشته‌ام، من خدائي را مي‌پرستم كه پيامبران را به قهر و غضب نفرستاده باشد و حكمي در رعب و وحشت جامعه ارسال نكند، ديني را قبول دارم كه مردم‌نواز باشد و دستان مجريان شريف را براي خودكامگي باز نگذاشته باشد، من عدالت را روح اجتماع مي‌دانم، آنگاه كه روان بشريت پريشان گشت، ناامني سراسر زمين را فرا مي‌گيرد، من آزادي را جسم موجودات مي‌دانم، در صورت سلب آزادي از هر موجودي، كالبدش تباه مي‌گردد.اينجانب توجه به حقوق بشررا از اعظم خدمات حياتي مي‌دانم، انسان براي خلاصي از هر نوع اسارتي، ‌آزادي لازم دارد، هركس با طرح هر قانوني، درصدد محو يا محدوديت براي آزادي باشد به حقيقت انسانيت جفا كرده و مستوجب طرد است، من، صلح را از باران براي مردم زمين، ضروري‌تر مي‌دانم، زندگي بدون آب را با عطوفت و مهرباني همنوعان مي‌توان علاج نمود، من، حق‌كشي‌هاي رايج در ممالك را براي ابناء بشر از قحطي زشت‌تر مي‌دانم، زيرا كه در قهر طبيعت، بني‌آدم مددكار يكديگر مي‌شوند و اين بلاياي طبيعي را تسكين مي‌دهند، اما در نقض حقوق طبيعي و فطري و خداداده انسان، قدرت اعتراض جمعي، مي‌شكند و توان رعيت براي احقاق حقش محو مي‌گردد.من تاريخ گذشته را نسبت به تضييع حقوق بشر، شرم‌آور مي‌دانم، آنجا كه حكام براي توسعه‌طلبي خود، از جان ملت ها مايه مي‌گذارند و آرامش خلق را به خاطر كشورگشائي‌هاي خويش،‌سلب مي‌كنند، خون هاي مظلومين را براي جاه‌طلبي‌هاي خود مي‌ريزند و نسل ها را منقرض مي‌سازند تا به اغراض حيواني و ضد انساني خود برسند، جنگ هاي جهاني موجود بر تارك تاريخ را عصيان بر موجود برگزيده خداوند مي‌دانم و سياهي‌هاي پاك‌نشدني از جنايات آن را لكه ننگي بر دامن سياستمداران بي‌وجدان و دور از خدا مي‌دانم، من هرگز مذهبي را كه با زور و تفتيش عقايد و سلب آزادي‌هاي فكري راه پيشرفت را براي خود، مشروع مي‌داند باور ندارم، &lt;span style="color: #3333ff;"&gt;اينجانب،‌انسان را اشرف مخلوقات مي‌دانم و او را برگزيده الهي در هستي مي‌بينم و هرگونه تعرض به هويت و موجوديت و شخصيت و مالكيت او را خلاف اراده خداوندي مي‌دانم،&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #3333ff;"&gt;‌انسان ها حاكمان بلامنازعه حكومت ها هستند و دولت ها، خدمتگزاران ايشان مي‌باشند&lt;/span&gt;، هر حاكمي كه قصد استثمار انساني را داشته باشد گمراه است و حق اشتغالات حكومتي را ندارد، استعمارگر در هر لباسي كه انگيزه چپاول و تعدي به بشريت داشته باشد، به همه آحاد انساني اعلام جنگ داده است. &lt;span style="color: #3333ff;"&gt;هيچ تفاوتي در نژادها و رنگ‌ها و ملل كره زمين نمي‌باش&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;د&lt;/span&gt; و بني آدم، در هرآنچه كه از مدخل اين سياره خاكي به دست مي‌آيد، ‌سهيم است، وجود گرسنگي در جهان، بي آبروئي ثروتمندان را به تاريخ مي برد و آن را به عنوان بي‌رحمي و بي‌وجداني، ثبت مي‌گرداند، تمام ملت هاي زمين بايد از امكانات طبيعي آب و خاك و هوا، بهره‌برداري كنند، زياده‌خواهي‌ها و توسعه‌طلبي‌ها و امتيازگيري ها نشانه عدم قناعت و احتياط و اعتدال است و سبب بروز كينه‌ها و عداوت ها مي‌شود و مردم بي‌گناه را تهديد به خونريزي مي‌گرداند لذا بايد از هرابزاري كه اسباب نبردها را فراهم مي‌آورد، اجتناب كرد، مقدمات جنگ در جبهه‌گيري‌هاي خصومت‌آميز است، لذا بايد بين همه اقوام و اديان، پل هاي دوستي و محبت ساخت و روابط بين‌المللي را برپايه حسن ظن و تكثير مودت و پرهيز از تحريكات اقليتي و جغرافيائي و مرزي و انساني، بنا نمود.من منادي صلح مي‌باشم و به خاطر آن جوانيم را تقديم خداوند كرده‌ام، به عنوان يك آزاديخواه كه سالها به خاطر حرمت آزادي، تاوان سنگيني را در قرباني دادن از خانواده و فروپاشي زندگيم داده‌ام، خواهان دموكراسي در تمامي جهان هستم، و تفاوتي بين اديان مختلف آسماني و مذاهب الهي نمي‌بينم، هرآئيني كه ما را به پروردگار جهان برساند، سعادت‌آفرين خواهد بود، سلاح هاي كشتار جمعي را ضديت با بشر مي‌دانم و بمب هاي هسته‌اي را عامل نابودي و انقراض انسان مي‌يابم، مسابقه در توليد و تكثير و فروش اسلحه را مغاير با سلامت محيط زيست مي‌دانم و هرچه را كه باعث برهم خوردن آرامش انسان شود، محكوم مي‌كنم، بايد فرهنگ‌سازي در جهان به گونه‌اي پيش رود كه نيازي به داشتن زندان نباشد، نبايد حكومت ها قوانيني وضع كنند كه باعث به زحمت افتادن مردم شود، ماليات ها و عوارض و جريمه‌ها بايد در حد اعتدال و ميانه باشد و رعايت توانائي اقشار مردم در پس دادن و اداء آنها بشود، من از ايران‌زمين به تمامي خادمين حقوق بشر، تواضع مي‌كنم و مناديان صلح را در آغوش مهرم مي‌فشارم، در حالي كه انجمن حمايت از حيوانات در چگونگي برخورد انسان با حيوان، نظارت دارد و آن را زير ذره‌بين دارد، چگونه از حال بشر مظلوم و مفلوك در جاي‌جاي اين كره، غافل مي‌شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #3333ff;"&gt;من خواهان صلح و صداقت در بین رهروان هر آیین ومکتبی هستم که بشر را به خدایش می رساند&lt;/span&gt;. بیاییم و زندگی را با الفت با خداجویان سراسر جهان ، زیبا و گوارا سازیم. تاریخ بشر جنگهای صلیبی را فراموش نمی کند که با نقشه اهریمنان ، بازماندگان ابراهیمی به جان یکدیگر افتادند و صفا و کرامت را خدشه دار نمودند . ما که با طرفداران بنی امیه و بنی عباس که قاتلین امامان شیعه بودند، عقد أخوت خوانده ایم و اعلام وحدت کرده ایم چگونه با فرزندان ابراهیم خلیل مقاتله و مبارزه می کنیم ؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt; سي سال است که براي فکر آزاد و فرهنگ رها شده از قيود خودکامگي، تلاش مي کنم و به خاطر مقاومت در برابر مذهب دولتي و دين حکومتي و اسلام سياسي، به اشد مجازات هاي غير انساني محکوم گشته ام . بنا بر مدارک وزارت اطلاعات، چهارده سال است که همواره در تحت تعقيب و پرونده سازي و ايذاء رواني و آزار خانوادگي و فشار هاي جسماني عناصر زورگو و بي منطق سلطه گر بوده ام و در هر مقطعي از اين ايام، ضربه اي را از حافظان آيين استبدادي دريافت کرده ام .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt; چنانچه ارتباط با خدا دچار محوريت سانسوري شود و از برش هاي نفساني خاص رد گردد، هرگز رضايت ايزدي به دست نمي‌آيد و رستگاري به آدمي محقق نمي‌شود. تفتيش عقايد در ايران ولايت زده، باعث انزواي مذهب گشته و دين حكومتي جاري موجب تخريب چهره دينداران واقعي گرديده است و نسل هاي بعدي اين آب و خاك خونين، در مسير قطع كامل معنويات و مقدسات ماورائي قرار دارند. به اين خاطر از همه صاحبنظران در مسائل حقوقي و ديني و انساني و اجتماعي و اخلاقي مي‌خواهم تا از مجموعه توانايي هاي بالقوه و بالفعل خويش استفاده نموده و به داد آفريدگار بخشنده و بنده‌ نواز برسند كه با افعال منفي و منهي و مخرب و مزوّر حاكمان داعيه دار اسلام، روز به روز بر تعداد منكرين يزداني اضافه شده و خالق عظيم الشان هستي در معرض اتهامات ناچسب و نامربوط قرار گرفته است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt; هر آیینی که آدمی را اصلاح کند و او را از مظاهر حیوانی دور نماید و احساس پاکش را تشدید گرداند، مورد تأیید من است . هر دینی که فطرت بشری را به آزادگی و عدالت برساند و توحش و خشونت را از او سلب گرداند ، اعتقادی نیکو و محترم است . مذهبی که از جنگ و جدال و قهر و استبداد ممانعت می کند محبوب و منظور من می باشد و من فکر نمی کنم که خداوند مهربان و عزیزی که معرفتش را دارم، هرگز پیامبری را برای آزار جامعه بفرستد و یا در کتابش امر به شکنجه مردم نماید . معتقدات معنوی ، به دور از هرگونه تعرّض به اجتماع می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt; مجازات هاي فقهي اگر مربوط به حدود و حق الله باشند از قبیل همجنس بازی، زنای محصنه و غیره، کلا تعطیل است چرا كه فقط پيشوايان عادل مي توانند اجراي حد كنند كه آنها نيز راه گريز از مجازات را براي مجرم باز مي گذاشتند. فقهاي ديگري نيز، اجراي چنين قوانين و مجازاتهائي را در زمان نبود پيشواي عادل، منتفي دانسته اند.در زمان خانه نشيني حضرت علي، شخصي را به جرم دزدي براي اجراي حد نزد حاكم مي بردند كه ايشان مانع شد و فرمود كه بايد اول مشخص شود كه آيا اين فرد حق خود از بيت المال را به طور كامل از حاكم دريافت كرده است يا خير؟ اگر دريافت نكرده است، بايد دست حاكمي كه قصد اجراي حد را دارد، به جاي دست دزد قطع نمود!زن زناكاري را براي اجراي حد نزد حضرت عيسي آورند و او فرمود: هر كس گناهي مرتكب نشده است (حدي به گردن ندارد) ، سنگسار را آغاز كند كه هيچ كس نماند و آن حضرت بعد از نصايحي چند، آن زن را بدون اجراي حد آزاد نمود. يا موارد بي شمار ديگري در كتب تاريخي آمده است و اثبات مي كند كه اجراي حدود بدون نظارت جامع و دائم پيشواي عادل و صالح، منتفي است.البته بحث قصاص چون مربوط به حق الناس است و پای شاکی خصوصی در میان می باشد وارد مقوله دیگری می شود. در قتل غير عمد، قصاص منتفي است و ديه نقدي مطرح مي شود و در قتل عمد نيز وضعيت رواني قاتل به هنگام جرم ملاك است و ارزیابی روانشناس لازم است ؛ همچنين درباره سن قاتل، اينكه كمتر از 18 سال بوده يا خير؟ و نبايد او را براي اجراي حكم قصاص زنداني كرد تا به سن 18 سال برسد و ايضا موارد ديگر.حضرت علي به خانمي كه براي اجراي حد زناي محصنه آمده بود، فرمود شايد خواب ديده اي و يا دچار خيالات شده اي ! و وقتي با اصرار او مواجه شد، حضرت اجراي حكم را پذيرفت ولي آنرا به بعد از زايمان موكول نمود و سپس، به بهانه دو سال شيردهي و بعد از آن نيز به دليل اينكه فرزندش قيم لازم دارد، اجراي حكم سنگسار را عملا منتفي نمود. البته يكي از نتايج جانبي سند مذكور، غيرمجاز بودن سقط جنين زنا است كه خود اين موضوع نيز، استنتاج ديگري را عرضه مي كند در نفي اعدام . چرا كه وقتي جنين زنا، اين قدر حرمت داشته باشد، اعتبار جان انسان، به خودي خود آشكار مي شود. همچنين نتيجه ديگري كه استخراج مي شود، نفي اعتراف گيري است . در بحث مجازات كيفري، قاعده اي فقهي وجود دارد كه مي گويد "&lt;span style="color: #006600;"&gt;اقرار العقلاء علي انفسهم جائز&lt;/span&gt;" – اقرار فرد عاقل بر علیه خویش پذیرفتنی ست - كه تاييد مي كند اعتراف مجرم را مي توان عليه او استفاده كرد ولي مي بينيم حضرت، نه تنها به اعتراف مجرم عليه خودش توجهي نمي كند، بلكه به او راه فرار از مجازات را نيز ياد مي دهد ! در سند ديگري، به شخص معترف به همجنس بازي مي فرمايد كه احتمالا خواب ديده اي و يا دچار توهم شده اي و ....، و وقتي سؤال كردند يا علي، حكمت اين رفتارها چيست؟ فرمود: گناه، امري است بين بنده و خدا، علي چه كاره است!به اين ترتيب، پيشوايان عادل، همواره از اجراي حد و اعتراف گيري دوري مي كردند. حالا مقايسه كنيد كساني را كه در نهايت قساوت، براي اعتراف گيري و پرونده سازي ، دست به هر ظلم و جنايتي به نام اسلام مي زنند !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;**&lt;/span&gt;جرايد هر كشوري سرچشمه حياتي آن مملكت است. هرگاه كه اختلالي در نظام رسانه اي ملتي پديدار شود، کشور دچار سقوطی ناخواسته می گردد. هر گونه اعمال نفوذ در خبررساني‌ها، مايه فجايع فكري جامعه مي‌شود. بدون هيچ گونه تعارفي بايد گفت كه رسانه‌هاي جمعي، حافظين حقوق ملت ها هستند و تفتيش اخبار، ضايعات اعتباري و امنيتي وسيعي را در پي خواهد داشت. سانسورهاي متداول از نواحي حكومت هاي فاشيستي، ضيق حقوق اجتماع را ایجاد می کند و ستمكاري هاي دولتي را مي‌گستراند. روزنامه‌نگار همچون نگهبان شب است كه در تاريكي ها چراغ به دست، مراقب آرامش و امنيت رعيت است و چنانچه حكومتي اين مسئوليت را از خبرنگار بگيرد، نعمت نور افشاني را از آحاد جامعه گرفته است، تا جايي كه هيچ كس در خانه‌اش راحت نباشد و احساس آسودگي خاطر نكند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3962683376603524677-9077293251977375006?l=sedayeazadi8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/feeds/9077293251977375006/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3962683376603524677&amp;postID=9077293251977375006' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/9077293251977375006'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/9077293251977375006'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='گزیده ای از نامه ها و سخنان آیت الله بروجردی در رابطه با حقوق بشر از منظر دین سنتی'/><author><name>کامیار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/18133339944132859706</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3962683376603524677.post-6371133616146872416</id><published>2009-06-07T22:33:00.000-07:00</published><updated>2010-09-18T22:34:13.855-07:00</updated><title type='text'>بخش دوم مصاحبه منتشر نشده آیت الله بروجردی در فروردین 1388</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;1. نظر فقهی شما پيرامون مجازات هایي از قبيل زندان چيست؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در فقه شيعه، فرع و مجازاتي به نام زندان نداريم . حتي مسئولين قضایي ايران نيز بارها صراحتا ادعا كرده اند كه زندان، طاغوتي است! و بايد برچيده گردد. هرچند كه اين وعده محقق نشده است و روز به روز بر آمار زندان و زنداني افزوده مي گردد و آثار مخرب و جبران ناپذيري از جمله فروپاشي مادي و معنوي خانواده ها را بر جاي مي گذارد که دقیقا خلاف سيره نبوي است كه قاعده "لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام" را وضع نموده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;آنچه را كه حقير در متون آيات و احاديث و روايات يافته ام، دلالت بر حرمت دهي به شئونات انساني و تكريم مقامات بشري است. آفريدگار بي همتا بني آدم را عظمت بخشيد و او را جانشين خويش در زمين نمود و هرگز پيامبري را فرمان به ايذاء و آزار اين گل سرسبد آفرينش نداد و غضب خود را در مقابل غفران خويش و جهنم را در برابر بهشت قرار داد تا مسافران دنيا بدانند كه آن خط و نشان ها و تهديدهاي حقوقي، يك تابلوي اخطار است تا جامعه از شيطنت‌ها و وسوسه‌هاي اهريمنانه در امان بماند.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;2. درباره ترور و عمليات انتحاري چه نظري داريد؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ترور، جايگزين انديشه آزاد و فرهنگ مستقل مي‌باشد. تروريست، بي‌منطق است. سنت انكارناپذير پيامبران، مناظره، مباحثه و تبليغ بوده است نه ترور.&lt;br /&gt;متاسفانه حكومت ايران براي بقاي خود و تضعيف و تخريب وجهه رقبا، اقدام به حمايت آشكار و پنهاني و همه جانبه از عمليات تروريستي در جهان و مخصوصا در منطقه خاورميانه نموده است و برخي از مراجع ديني نيز به آن وجه شرعي داده اند و اين امر باعث متهم شدن اسلام به تروريست پروري شده است در حالی قرآن صراحتا می فرماید "لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه".&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;آیا مواضع شما قبل از بروز وقایع سالهای اخیر نیز بر همین روال بوده است؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;طی ساليان اخیر، سوء استفاده دنیا طلبان از این لباس، اعتبار آن را در ايران و جهان از بین برده است به طوری که فرزندانم را از پیوستن به کسوت روحانیت برحذر داشته ام . قبلا نيز عرض كردم جایگاه لباس روحانیت نزد من صرفا پيشه و مسئولیتی برای تبلیغ دین بوده است که در این کسوت به عنوان یک متخصص دینی بتوانم نظرات روشنگرانه خود را متناسب با مسائل روز، ارائه نمایم و در برابر بدعتهاي روحانيون قدرت طلب بايستم ولي اکنون ادامه اين راه را به شكل ديگري مي پسندم و لذا با میل خویش، از لباس روحانیت جدا می شوم. اما در مورد قسمت دوم سئوال، درد دلهای زیادی دارم و حقایق بسیاری هست که باید بیان کنم ولی برای رفع شبهات احتمالي، فعلا به این مختصر بسنده می کنم كه بنده در موقعیتی نبوده ام که بتوانم بطور مشخص روی مسائل خاص و جزئي مانور بدهم ولي هميشه راه حل ريشه اي يعني جدا شدن دين از حكومت را دنبال نموده ام و به فرهنگ سازی در این زمینه اشتغال داشته ام . بازداشت در سالهای 1374 و 1379، بايكوت كامل خبري، آزار و اذيت دائمي من و نزديكانم و همچنین قتل پدرم، همگی عوارض مخالفت و دشمنی حكومت با عقاید و مواضع من ، قبل از سالهاي اخير بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: blue; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;سید حسین کاظمینی بروجردی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;3. درباره مبحث فقهي تقيه، چه نظري داريد؟&lt;/span&gt;تقيه، در فرهنگ ديني و تفاسير قرآني، هم معادل تقوا و هم به معناي مصلحت انديشي و پنهان كردن عقايد دروني به منظور تامين امنيت و حفظ جان آمده است و همچنين در مواردي كه افشاي اسرار و بيان وقايع، باعث بروز فتنه و درگيري مي شود نيز توصيه به حفظ اسرار و رعايت تقيه شده است كه جواز آن مطلق نبوده و چارچوب هاي خاصي را دارد و اگر بخواهيم كليت جواز يا عدم جواز آن را در يك جمله بيان كنيم به كلام امام باقر مي رسيم كه فرمود: "التقية فى كلّ شىء يضطر اليه ابن آدم فقد أحله الله له" يعني تقيه در مواردي كه انسان به اضطرار مي افتد جايز است.&lt;br /&gt;ولي اهم چالشي كه امروز در سرفصل تقيه مطرح گرديده است، به دليل وعده هاي دروغیني بوده كه از لسان بانيان انقلاب سال 57 در ايران جاري شد و به اشكال ديگري در ديالوگ نسل هاي بعدي حكومت، امتداد يافت و مراجع و روحانيون دولتي براي توجيه آنها، واژه تقيه را به كار بردند! آنچه مسلم است اگر هر خدعه و نیرنگی تقيه قلمداد شود، آنگاه خود آن رذائل (نفاق، دروغ، كلاهبرداري و شيادي) چه تعريفي خواهند داشت؟! اينجانب هيچ كدام از وعده هاي كذب رهبران و مسئولين حكومت ايران را در چارچوب تقيه نمي بينم و آنرا صرفا تاكتيكي سياسي به منظور فريب جهانيان و جلب حمايت ملت در تشكيل و بقاء و بسط حكومتشان مي دانم و در تضاد واضح با مشي و سيره فرستادگان آسماني يافته ام.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;4. نظر شما درباره ولايت فقيه چيست؟&lt;/span&gt;در دفاعيات خود در جلسات محاكمات، برخي از دلايل قرآني، عقلي و روائي را مطرح نمودم كه حكومت فقها، هيچ جايگاهي بر اساس "قرآن - سنت - عقل - اجماع" ندارد و اميدوارم كه هرچه زودتر فيلم آن مناظره در اختيار همگان قرار بگيرد. ولي به اختصار عرض مي نمایم كه ولايت فقيه به گفته تئوریسینهای آن، بر اساس براهيني با استناد به تفاسير برخي از آيات قرآن و برداشتهائي از احاديث بوده است كه سعي نموده اند با تحريفهاي گسترده و اعمال نظرات شخصي، آنرا در طول ولايت خداوند تفسير كنند و به اين بهانه حكومت فقها را به رعيت تحميل نمودند، كه مورد قبول بنده نمي باشد و در "رساله آزادي" نيز دلايل قرآني را آورده ام در رد ولايت فقيه و اثبات اينكه خدواند انسان را آزاد آفريده است وهمچنين، اگر توليتي مدعي است كه در طول ولايت خداوند مي باشد، بايد مدافع حق آزادي و مروج قاعده تسامح و تساهل باشد نه عامل خشونت، زور، استبداد و خفقان ! ضمن اينكه بسياري از فقها و مجتهدين و مراجع ديني در چارچوب ولايت تشريعي شيعه ، مخالف برپائي حكومت ديني (حكومت روحانيون) بوده اند، كه اين عدم اجماع نيز دليل ديگري بر نامشروع بودن حكومت ديني در زمان فقدان پيشوايان منصوب خداوند مي باشد.&lt;br /&gt;متاسفانه فقهاي حاكم بر ايران خود را صاحب اختيار جان، مال، ناموس، انديشه و سرنوشت مردم مي دانند در حالي امام صادق از پيامبر نقل فرموده است: "الفقهاء امناء الرسل مالم یدخلوا فی الدنیا" - فقهاء نمایندگان انبیاء هستند تا زمانی که آلوده به دنیا طلبی نشوند - و وقتي سئوال نمودند كه نشانه دنياطلبي فقها چيست؟ فرمود: "اتباع السلطان فاذا فعلوا ذلک فاحذروهم علی دینکم" - تبعیت فقها از سلطان و حاکم است که در این صورت از آنان بر حذر باشید - که تکلیف فقهای حکومتی و مراجع دولتی را مشخص می کند و بدتر از آن، زمانی را هشدار مي دهد که فقها خود در مصدر حکومت قرار گیرند که در هر دو صورت از دایره امانتداری دینی خارج شده اند و بايد از آنها برحذر بود.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;5. بر چه اساسي اجرای حدود را برای همجنس گرائی، زنای محصنه و ...، و همچنین مجازاتهای فقهي از قبيل اعدام،‌ سنگسار، قطع اعضاي بدن و شلاق را مردود مي دانيد؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مجازات هاي فقهي اگر مربوط به حدود و حق الله باشند از قبیل همجنس بازی، زنای محصنه و غیره، کلا تعطیل است چرا كه فقط پيشوايان عادل مي توانند اجراي حد كنند كه آنها نيز راه گريز از مجازات را براي مجرم باز مي گذاشتند. فقهاي ديگري نيز، اجراي چنين قوانين و مجازاتهائي را در زمان نبود پيشواي عادل، منتفي دانسته اند.&lt;br /&gt;در زمان خانه نشيني حضرت علي، شخصي را به جرم دزدي براي اجراي حد نزد حاكم مي بردند كه ايشان مانع شد و فرمود كه بايد اول مشخص شود كه آيا اين فرد حق خود از بيت المال را به طور كامل از حاكم دريافت كرده است يا خير؟ اگر دريافت نكرده است، بايد دست حاكمي كه قصد اجراي حد را دارد، به جاي دست دزد قطع نمود!&lt;br /&gt;زن زناكاري را براي اجراي حد نزد حضرت عيسي آورند و او فرمود: هر كس گناهي مرتكب نشده است (حدي به گردن ندارد) ، سنگسار را آغاز كند كه هيچ كس نماند و آن حضرت بعد از نصايحي چند، آن زن را بدون اجراي حد آزاد نمود. يا موارد بي شمار ديگري در كتب تاريخي آمده است و اثبات مي كند كه اجراي حدود بدون نظارت جامع و دائم پيشواي عادل و صالح، منتفي است.&lt;br /&gt;البته بحث قصاص چون مربوط به حق الناس است و پای شاکی خصوصی در میان می باشد وارد مقوله دیگری می شود. در قتل غير عمد، قصاص منتفي است و ديه نقدي مطرح مي شود و در قتل عمد نيز وضعيت رواني قاتل به هنگام جرم ملاك است و ارزیابی روانشناس لازم است ؛ همچنين درباره سن قاتل، اينكه كمتر از 18 سال بوده يا خير؟ و نبايد او را براي اجراي حكم قصاص زنداني كرد تا به سن 18 سال برسد و ايضا موارد ديگر.&lt;br /&gt;حضرت علي به خانمي كه براي اجراي حد زناي محصنه آمده بود، فرمود شايد خواب ديده اي و يا دچار خيالات شده اي ! و وقتي با اصرار او مواجه شد، حضرت اجراي حكم را پذيرفت ولي آنرا به بعد از زايمان موكول نمود و سپس، به بهانه دو سال شيردهي و بعد از آن نيز به دليل اينكه فرزندش قيم لازم دارد، اجراي حكم سنگسار را عملا منتفي نمود. البته يكي از نتايج جانبي سند مذكور، غيرمجاز بودن سقط جنين زنا است كه خود اين موضوع نيز، استنتاج ديگري را عرضه مي كند در نفي اعدام . چرا كه وقتي جنين زنا، اين قدر حرمت داشته باشد، اعتبار جان انسان، به خودي خود آشكار مي شود. همچنين نتيجه ديگري كه استخراج مي شود، نفي اعتراف گيري است . در بحث مجازات كيفري، قاعده اي فقهي وجود دارد كه مي گويد "اقرار العقلاء علي انفسهم جائز" – اقرار فرد عاقل بر علیه خویش پذیرفتنی ست - كه تاييد مي كند اعتراف مجرم را مي توان عليه او استفاده كرد ولي مي بينيم حضرت، نه تنها به اعتراف مجرم عليه خودش توجهي نمي كند، بلكه به او راه فرار از مجازات را نيز ياد مي دهد ! در سند ديگري، به شخص معترف به همجنس بازي مي فرمايد كه احتمالا خواب ديده اي و يا دچار توهم شده اي و ....، و وقتي سؤال كردند يا علي، حكمت اين رفتارها چيست؟ فرمود: گناه، امري است بين بنده و خدا، علي چه كاره است!&lt;br /&gt;به اين ترتيب، پيشوايان عادل، همواره از اجراي حد و اعتراف گيري دوري مي كردند. حالا مقايسه كنيد كساني را كه در نهايت قساوت، براي اعتراف گيري و پرونده سازي ، دست به هر ظلم و جنايتي به نام اسلام مي زنند !&lt;br /&gt;قاعده اي در فقه داريم به نام احكام ثانويه، به معني برگشت از حكم اوليه بنابر مصلحت. همچنين احكام فقهي در شيعه، اجتهادي مي باشد ؛ يعني با شرايط زمان و مكان، احكام و قوانين قابل تغيير است تا مايه زحمت و آزار و سرخوردگي پيروان و یا بر خلاف مصالح و منافع مردم نباشد. ضمن اينكه سنتي داريم كه به شكل نفي غير مستقيم خشونت، جاري بوده است (مثلا ‌در جزيرة العرب برده داري و برده فروشي يك تجارت عمومي و عمده بوده است و امكان تعطيلي رسمی و سريع آن وجود نداشته است. لذا‌ به شكل غير مستقيم نفي مي شد و قوانيني وضع مي گردید كه در ازای فلان جرم، برده آزاد كنيد و يا با توصيه هاي اخلاقي در كسب ثواب و ادای كفارات، امر به آزادي برده داده مي شد و .....) اين قواعد به همراه قواعد دیگری مانند تقیه و اصولي مانند "لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام" رهگشاي ابهامات بسياري مي باشد.&lt;br /&gt;حقير طي سال هاي پاياني قبل از آخرين بازداشت، تحقيقات مستند و تخصصي مبسوطي در مباحث متنوع ديني و فقهی به انجام رسانده ام و حاصل آن، ‌رساله ها و مقالات متعددي بود كه متاسفانه به علت حصر انديشه و قلم در ايران، موفق به انتشار آن نشدم و بيشتر آن آثار، در حملات حكومتي ‌مصادره گرديد و اكنون در اختيار دادستاني ويژه روحانيت است. بر طبق تحقيقات مذكور، هدف از نزول اديان را تكريم و آرامش و تعالي انسانها يافته ام كه در يك كلام، بايد خيرخواه و تابع مصلحت بشر بود و از طرفي نیز دستورات و احكام ديني ‌طبق قواعد مختلفي انعطاف پذير است. البته خود علماي حكومتي نيز چنين قواعدي را قبول دارند، ولي به نحو غير انساني از آنها بهره مي برند. مثلا عمليات انتحاري و يا شكنجه در اسلام حرام است، ولي مراجع تقليد معتقد به دین سیاسی، با سوء استفاده از قواعد مختلف فقهي چنين جوازهاي ضد بشري را صادر مي نمايند! اين در حالي است كه قواعدي مثل احكام ثانويه و غيره كه بخشي از آنها را توضيح دادم، بايد براي رفع خشونت ها و دفع حصارها و بسط آرامش به كار رود.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;6. به طور دقيق و مشخص بفرمایيد كه آيا شما مبشر دين جديد و يا مبلغ اسلام ديگري هستيد؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ديني كه تبلیغ آنرا می کنم اسلام گسترده است، يعني روي خود اسلام تعصب ندارم، بلكه داعيه همه اديان را دارم و همه مذاهبي كه انسان را به خدا مي رساند، مورد حمايت من است و اين يكي از امتيازات ما محسوب مي گردد. ما در برابر اديان ديگر، تعصبي بر دين آباء و اجدادي خود نداريم، چرا كه به آيه "لانفرق بين احد من رسله" و همچنين آيه " نزل عليك الكتاب مصدقا لما بين يديه" كه كتب ديگر را تاييد مي كند، اعتقاد قلبي داريم .&lt;br /&gt;آراء من از يك سو متكي بر قرآن و سنت فرستادگان رسمي خداوند است و با اجماع عقلا و فرهیختگان بي غرض و دلسوز جامعه جهاني، همسو مي باشد و از سوي ديگر نيز در تضاد با نظرات انحصارطلبانه و غیر منطقی رهبران ديني حاكم بر ايران مي باشد و بر اين باورم كه ايشان رعيت را طفيلي و مطيع خويش مي دانند تا جایي كه حتي خدا پرستي را تنها از كانال خويش مقبول و مشروع مي بينند و البته هيچ گاه درخواست هاي مكرر بنده براي مناظره رسمي و علني را نپذيرفته اند.&lt;br /&gt;متاسفانه تشيع كنوني، ملعبه آراء و فتواهای رهبران متعصب و جاهل و يا ابزار دست سياستمداران شده است و به نوعي قابليت اجتهادي بودن احكام ديني ، تحت كنترل حكومت قرار گرفته و از آرمان حفظ مصالح عمومي مردم، جدا گرديده است و اعتراضات علني و عملي من، با واكنش تند و ضدبشري آنها مواجه گردیده است.&lt;br /&gt;بحث، طولاني است، ولي پاسخ هایي را كه معروض داشتم، تنها بخش كوچكي از گنجينه مستندات و تحقيقات من است كه اميدوارم هرچه زودتر از مصادره دادستاني ويژه روحانيت خارج شود و در اختيار عموم قرار گيرد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;7&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #006600;"&gt;. آیا از لباس روحانیت جدا شده اید؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3962683376603524677-6371133616146872416?l=sedayeazadi8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/feeds/6371133616146872416/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3962683376603524677&amp;postID=6371133616146872416' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/6371133616146872416'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/6371133616146872416'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/2009/06/1388-1.html' title='بخش دوم مصاحبه منتشر نشده آیت الله بروجردی در فروردین 1388'/><author><name>کامیار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/18133339944132859706</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3962683376603524677.post-4999701890900698648</id><published>2008-07-01T14:27:00.000-07:00</published><updated>2010-09-18T22:35:18.148-07:00</updated><title type='text'>دعوت جهانی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;a href="http://bp1.blogger.com/_yuCwCHHBmLY/SGvsyFFc9FI/AAAAAAAAATY/2LZJJzIrNVs/s1600-h/Chelle+dar+ghatlegah+(83).JPG"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;img alt="" border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5218524938341512274" src="http://bp1.blogger.com/_yuCwCHHBmLY/SGvsyFFc9FI/AAAAAAAAATY/2LZJJzIrNVs/s200/Chelle+dar+ghatlegah+(83).JPG" style="cursor: hand; display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://bp3.blogger.com/_yuCwCHHBmLY/SGqhhv3xClI/AAAAAAAAATQ/NWLiTziFG3c/s1600-h/Chelle+dar+ghatlegah+(83).JPG"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;دعوت جهانی&lt;br /&gt;مصلح دربند ، منادی مضطر و پیشوای مذهبی ایران&lt;br /&gt;&amp;nbsp;آیت الله سیّد حسین کاظمینی بروجردی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;در بمباران تبلیغاتی رژیم کفر و جور و استبداد ایران در راستای تخریب چهره روحانیِ مردمیِ ایران ، حضرت آیت الله آقا سیّد حسین کاظمینی بروجردی ، بر آن شدیم تا ضمن پرده گشایی از چهره واقعی این روحانی ظلم ستیز ، بدنیا نشان دهیم که در برابر تلاش رژیم غیر مردمی ایران در ترور شخصیّتیِ مخالفین و حذف آزادیخواهان واقعی ایران ، لحظه ای از مواضع حقّه خود عقب نشینی نکرده و تا لحظه تابش اولین شعاع آفتاب فتح و پیروزی بر بام اسلام و ایران ، جانانه و مردانه ایستادگی خواهیم کرد و در این راه از کمک و همیاری تمامی آزاداندیشان و آزادی طلبان سراسر دنیا ، صمیمانه استقبال می نمائیم .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;فهرست موضوعی ديدگاه‌های عارف منتقد ، اديب سازش‌ناپذير و نظريه‌پرداز مستقل&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;1- دين و مذهب 2- انسان 3- آزادي 4- زن 5- عدالت 6- حكومت 7- اسلام 8- شكنجه 9- ثروت 10- علم 11- عقل 12- قدرت 13- خدا 14- جنگ 15- امنيت 16- حقوق بشر 17- تبليغات 18- خبر رساني&lt;/span&gt;نقطه نظرات سياسی، اجتماعی، علمی و مذهبی روحانیِ ظلم ستيز ايران&lt;br /&gt;آيت الله آقا سید حسین کاظمینی بروجردی&lt;br /&gt;که تاوان ايستادگی در برابر استبداد را با تمام وجودش پرداخت کرده و اکنون، منتظر پاسخ جهانيان است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;هويّت شناسی بروجردی :&lt;/span&gt;دنيا را به ديده مسافر می‌بيند و بشرّيت را اجزاء يک خانواده بزرگ جهانی می‌خواند، او به فکر تصاحب حکومت نبوده و خود را کانديدای هيچگونه مقام و موقعيّتی نکرده. او تمايلات بلند پروازانه را در خود سرکوب نموده و اشتهائی به خواسته‌های مادّی و خاکی ندارد. فرصتهای بسياری را در گذشته عمر ، در دنياداری و مُکنت‌طلبی، از دست داده و اکنون، وارث غمهای اجداد خويش و پيروان ايشان است. آرزوی دائمی آن پيشوای آزادی‌خواه، بسط عدالت اجتماعی و گسترش تفاهم جهانی و تعميم همکاري‌های بين‌المللی و تعميق خداخواهی و تکريم به حقوق بشرست.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff;"&gt;ديدگاه‌های آيت الله آقا سيّد حسين کاظمينی بروجردی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱ ـ دين و مذهب:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دين راهيست برای پرورش اخلاق و آداب و افکار در حوزه ماوراء. دينی که از ناحيه ربوبی آمده برای امداد و ارشاد انسان است .خداوندگار ما، پيروی از اديان حقّه را شرط بازپروری وجدان دانسته و ضمانت خلقت بشر می‌خواند. مذهب برای رشد و تعالی بنی‌آدم است. لامذهبی موجب انجماد عقل می‌گردد. با مذاهب سماوی می‌توان به تکامل روح و جسم، ياری کرد. آئين متّصل به انبياء عظام، رهگشای زندگی مادّی بشريّت می‌گردد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۲ ـ انسان :&lt;/span&gt;آدمی، گل سرسبد خلقت است. بشر، حاکم بر همه هستی می‌باشد. آدميّت را با تعقيب منويّاتِ کتب آسمانی، از هرج و مرج زمانه مصون سازيم. نشانه برتری انسانها در تکلّمشان نبوده که مرغ مقلّد نيز سخن می‌گويد. امتياز منتخب کردگار بزرگ در جستجوی حيات ابديّت است که با دو بال عقل و علم می‌توان به فرازهای پنهانی اين عالَم خاکی پی بُرد و با مبانی هستی ، پيوند جاودانه‌ای برقرار کرد. آری ، انسان جانشين پروردگار در زمين است.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۳ ـ آزادی :&lt;/span&gt;آزادی، موهبتی است الهی که نبايد تحت هيچ عنوانی آنرا مهار نمود. بله، آنگاه که آزادی فرد، آزاديهای عمومی را خدشه‌دار كرد بايد فرد مورد طغيان را با وسائل تربيتی و پرورشی آگاه ساخت. با آزادنگری پيشرفت به دنيای ما می‌آيد. آزادانديشی، سبب ويروس‌زدائی از خمير مايه زندگی می‌گردد. جائي که از حصار ديگر موجودات نيز رنج می‌بريم، چگونه به محدوديّت‌ها فکر می‌کنيم و برای آزادی خود ، زندان را می‌آفرينيم؟ آزادی در ژن آدمی است .&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۴ ـ زن :&lt;/span&gt;زن، مخلوق زيبای خداوند است. زنان در هر کاری توانمند و با استعدادند. در تقسيم‌بنديهای حرفه‌ای و صنفی، بايد رعايت حرمت و قداست زن را نمود و ظرافت و لطافت اين مسئول تکامل و توارث را فراموش ننمود و از تجارت عفّت و عصمت او حذر نمود و هرگز وی را ابزاری برای بازاريابی قرار نداد و مقامات خدا داده‌اش را ناديده نگرفت. گرچه در همه اعصار از موقعيّت و مقام زنان سوء استفاده شده و سوداگران نامرد و نااهل، فرصت‌طلبی‌های بسياری از اين جنس مقدّس کرده اند.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۵ ـ عدالت :&lt;/span&gt;عدالت، عاليترين مظهر مِهرورزی و کليد فداکاری است. عدل برای جامعه از باران حياتی‌تر است . عادل ، هرگز در فکر چپاولگری نمی‌باشد. با عدالت ، هيچ‌کس به فقر و درد و نکبت دچار نمی‌گردد. عدالت، نسخه‌ای است آسمانی که پروردگار بی‌همتا، برای راحتی آحاد بشر ارسال کرده. هيچ دينی نمی‌باشد مگر آنکه يکی از شاخه‌های خلل‌ناپذير فرهنگ آن، عدل بوده و اجتماع بدون عدالت، جنگل خطرناکی بوده که قانون تنازع بقاء را می‌نماياند. با عدل، زندگی شيرين است و با ظلم، بهترين شرايط حيات نيز محکوم به تلخی و تباهی می‌باشد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۶ ـ حکومت :&lt;/span&gt;آدمی برای بقاء و دوام عمر خويش، نياز به تشکيلات اجتماعی و قانونی دارد که مظهر آن در تشکيل حکومت می‌باشد و حاکم بايد منتخب تک تک مردم باشد. حکومتی که با استبداد در آميخته، از عقلا نيّت ساقط است. بهترين نوع نظام سياسی، سيستمی است که با آراء اکثريّت قاطع مردم روی کار بيايد. کارگزاران حکومتی، قبل و بعد از تصدّی مشاغل کليدیِ خود، بايد تست مالی، اخلاقی و اعتباری شوند تا جائی برای سوء استفاده از امکانات عمومی را نداشته باشند. حاکم نبايد خود را سخن‌گوی عامّه مردم بداند و تدابير شخصی را به نام جمهوريّت اعلام نمايد. بهترين حاکم کسی است که خود را خادم، دعاگو و وامدار ملّت بداند.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۷ ـ اسلام :&lt;/span&gt;اسلام، حرکتی اصلاح‌گرايانه است که برای تنش‌زدائی از جامعه آمده و جهت جرّاحی اجتماع از معضلات مختلف درونی، نسخه‌های هدايتی آورده. بانی اين شريعت، نظری جز فقرزدائی و ايجاد فضای مسالمت و مساوات نداشته و سنّت دفاع از محرومين را بر بستر زمان نقش داده و گر چه در طول هزار و چهارصد سال گذشته، به نام خلافت و ولايت او، حکومتهای استبدادی و استعماری، جنايات وسيعی را در کشورهای مختلف جاری کردند امّا فرمولهای قانونی او بيانگر رأفت و انسان‌دوستی شارع مقّدس می‌باشد. ما طرفدار اسلامی هستيم که در شعار"وَ مااَرْسَلْناکَ ِالّارَحْمَهً لِلْعالَمِينْ" خلاصه گرديده است.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۸ ـ شکنجه :&lt;/span&gt;شکنجه برای هر کار و به هر دليل محکوم است. شکنجه‌گر، حيوانی در قيافه انسان می‌باشد. با شکنجه کردن ، آبروی بشريّت را می‌برند و اعتبارات خداداده انسان را ضايع می‌کنند. با ابزار روحی و جسمی شکنجه، حيوانات را هم آزار بدهند کاری غير وجدانی می‌باشد. هر نوع نتيجه‌ای که در کار شکنجه‌گران باشد مطرود خواهد بود. ورود شکنجه به مسائل قضائی، جزائی و اطلاعاتی کاری زشت و غير قابل اغماض می‌باشد. پرونده‌های بازمانده از اقدامات شکنجه‌گرانه، فاقد هرگونه اعتبار و مشروعيّت می‌باشد. هر نوع اقرار و اعترافی در پرانتز شکنجه‌گری، دور از وجاهت قانونی می‌باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۹ ـ ثروت :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ثروتهای مشروع، موهبت خدائی بوده و سرمايه‌های طبيعی زمين، مشاع بين همه مردم خواهد بود. از مشترکات مسلّم خلقت، ذخائر زيرزمينی است که بايد به طور مساوات بين آحاد همان سرزمين تقسيم گردد. اموال عمومی، متعلّق به همگان بوده و هر گونه انحصارگيری در اجزاءآن ، خلاف وجدان بشری می‌باشد . آنچه که در هوا و زمين و قسمت تحتانی آن می‌باشد ، مال آفريدگار است که به خليفه‌اش انسان، می‌رسد و نبايد در بهره‌گيری از آنها، دچار تبعيض شويم و بندگان خدا را به فقرات يک و دو درجه بندی نمائيم. وجود اقشار محروم در جوامع صاحب ثروت طبيعی، نشانگر خيانت حاکمان آن مناطق است.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱۰ ـ عِلم:&lt;/span&gt;عِلم، امانت پروردگار می‌باشد که بايد در گسترش همه‌جانبه آن کوشيد. دانش وسيله‌ای برای کشف حقايق ماورائی بوده. عالِمِ واقعی کسی است که به گفته‌های خود پايبند می‌باشد. دانشمندان ، نگهبانان واقعی جامعه هستند که نبايد موقعيّت عرفانی و معنوی خويش را فراموش نمايند. انديشمند صادق، کسی است که عِلم را ابزاری برای بهره‌کشی همنوعان نمی‌کند و فرمولهای علمی خود را به تجارت نمی‌گذارد. پژوهشگری که به آرمان فطری جامعه، مؤمن و مقيّد است هرگز به تحقير ديگران نمی‌پردازد و دچار غرور و تکبّر نمی‌گردد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱۱ـ عقل:&lt;/span&gt;عقل، وجه امتياز انسان بر حيوان است. با عقل به ارتقاء درجات دنيوی و اخروی می‌رسيم. عاقل، حاضر به خودفروشی نمی‌شود. عقلانيّت، ضامن خوشبختی جاودانه می‌باشد. انديشه صحيح، جامعه را از جنگ و جنايت دور می‌سازد. انديشمند قابل احترام، سعی در شکوفائی فضائل اخلاقی و مناقب بشری می‌نمايد. خِرَد فی‌نفسه ، خواهان تساوی حقوق و تکامل قلوب است. خردمندی می‌تواند مورد اعتماد قرار گيرد که آخرت را قبول دارد و دنيا را وسيله تن پروری خويش نمی‌کند. خِرَدورزی، حکم می‌کند تا آدمی رذائل حيوانی و ضايعات شهوانی را از خود دور کند.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱۲ ـ قدرت :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;قدرت، امانت ربوبی بوده و نبايد از آن سوء استفاده کرد. قدرتمندِ وجيه ، کسی است که از فرآورده آن برای نابودی مزاحمين و مهاجمين حيات بشری استفاده نمی‌کند. قادر، مخلوقی است که در وجوهی، از ديگران ممتاز بوده و برتری قابل محسوسی دارد و او بايد اقتدارش را بيمه کند و آن به تزکيه کردنش ميسّر بوده و مقتدر جاويد در تاريخ، آنست که ضعيفان را بنوازد و افتادگان را دستگيری کند و پشتوانه‌ای برای ناتوانان باشد و لذّت قوای آدمی در وفور مکارم و محاسن اوست و اگر غير آن باشد، چه تفاوتی بين قوی و درّنده است؟&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱۳ ـ خدا :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خداوند، آشنای ديرينه انسان است. خداوندگار ما، بنده‌نواز می‌باشد. بی‌خدائی، درد است. با خدا بودن، افتخار هميشگی نسل آدم و حوّا است. پروردگارتان را بشناسيد تا زندگی را بهتر تجربه کنيد. معرفت ربّ، اساس حرکت‌های علمی و عقلی است. از طريق اديان آسمانی، خداوندگار بزرگ شناخته می‌شود. آفريدگار بی‌همتا، ظلم نمی‌کند و فرمان به استبداد نمی‌دهد. حکومتهای دينی که حقوق بشر را رعايت نمی‌کنند، خدای را متّهم به خشونت‌طلبی می‌نمايند. حکومت دينی بايد از هر نوع نظام سياسی موجود در جهان سليم‌تر، رئوف‌تر، مهربانتر و بخشنده‌تر باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱۴ ـ جنگ :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دعوا بَد است. درگيری زشت می‌باشد. جنگهای عصر اتم، بسی دلخراش‌تر و هولناکتر از تهاجمات گذشته می‌باشد. خونريزی ابتدا ناموزون بوده ولی چنانچه بمانند جرّاحی پزشکی برای کالبد جامعه نيازمند بوده، بايد تمام اصول احتياطی و فروع امنيّتی را در نظر گرفت. برای جابجائی‌های بين‌المللی نبايد ملّتها را نابود کرد و حرمت رعيّت در انهدام دولتهای زورگو ، بايد تمام و کمال حفظ گردد. جنگی مقدّس است که در آن زوايای عدالت و انسانيّت رعايت شود و خون بی‌گناهی بر زمين نريزد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱۵ ـ امنيّت :&lt;/span&gt;دنيا بايد برای اهلش، مأمن باشد و هر نوع حرکتی که امنيّت اهل زمين را به خطر بيندازد خلاف قانون طبيعت است. مردم کره زمين می‌بايد از هر نوع هراس در امان باشند و دولتهای جهان می‌بايد به هر وسيله‌ای حافظ امنيّت مردم خويش باشند. در اتّحاد بين‌المللی، قوانينی بايد وضع شود تا هر تهديدی که سايه بر سر انسانها انداخته، بر طرف شود. حيات دلپذير را زدودن فقر، درد، نگرانی و ناراحتی تشکيل می‌دهد. مسئولين ممالک مختلف مديون بنی‌آدم در اجراء امنيّت روحی، جسمی، اخلاقی، اعتقادی و اعتباری آنها مي‌باشند.&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱۶ ـ حقوق بشر :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;انسان به عنوان نماينده خالق و مالک زمين، حقوقی دارد که در تأمين آن هيچ‌گونه منّتی نبوده و نبايد از زير احقاق آن شانه خالی کرد. حقّ حيات، در رأس آنهاست و سپس يک سری حقوق از آن جاری می‌گردد که بی توجّهی به آنها نفرين خدا و عاقّ همنوع را به دنبال دارد. اديان الهی منادی حقوق بشر بوده‌اند و کتب سماوی، مبشّران آن می‌باشند. حقوق انسانها در تمامی ضرورتهای آنها جاری بوده و هيچ‌کس نمی‌تواند به وکالت از جامعه محدوديّت به اين حقوق دهد. بايد همواره ناظران بی‌طرف از تمامی ملل بر اجراء حقوق بشر در همه ممالک نظارت نمايند.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱۷ ـ تبليغات :&lt;/span&gt;تبليغ، اعلان امری پوشيده است. در امر تبليغاتی، خدمات سراسری را ابلاغ می‌دارند تا ديگران به اهمّيت مسائل جاری آگاه شوند. مبلّغ شريف، کسی است که تبليغ را از جادّه صداقت خارج نکند و مسير حقايق را با اسباب مکر و حيله نياميزد. مبلّغين مجرّب، برای کسب حمايت ديگران نبايد پا روی وجدان جامعه بگذارند و کاه را کوه و کوه را کاه نشان دهند. در تبليغات حاکم بر جهان، تزوير و حق‌کشی جای بالائی دارد که عوارض منفی آن دامنگير نسلهای آتی خواهد شد. برای هر چيزی به گونه‌ای تبليغ کنيد که مداخل آن حکايت دارد و از بازی با کلمات و اغوای ديد و شنود ديگران در قضاوتهايشان اجتناب بايد نمود.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span style="color: #009900;"&gt;۱۸ ـ خبر رسانی :&lt;/span&gt;اطّلاع رسانی از جمله مشاغل مهم و با شرافت است. درج اخبار واقعی، آسايش خيال را به ارمغان می‌آورد و سانسور خبری، نمونه‌ای از شکنجه‌گری می‌باشد. بايکوت خبری به هر دليل و عنوان، کاری ناپسند و غير انسانی است. مخبرين جامعه، راه انبياء را ادامه می‌دهند و هر که از طريق بنگاه‌های خبرپراکنی، اراده به نشر اکاذيب کند، به روح جامعه خيانت کرده. ارسال خبرهای مستند، موجب اعتبارات دولتها می‌شود و ارسال مطالب حقيقی بر روی آنتن های خبری، عزّت و سربلندی ملّتها را به دنبال می‌آورد. حقّ طبيعی انسانها آگاه شدن از پنهاني‌هاست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3962683376603524677-4999701890900698648?l=sedayeazadi8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/feeds/4999701890900698648/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3962683376603524677&amp;postID=4999701890900698648' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/4999701890900698648'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/4999701890900698648'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='دعوت جهانی'/><author><name>کامیار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/18133339944132859706</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp1.blogger.com/_yuCwCHHBmLY/SGvsyFFc9FI/AAAAAAAAATY/2LZJJzIrNVs/s72-c/Chelle+dar+ghatlegah+(83).JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3962683376603524677.post-7999182460826740361</id><published>2008-07-01T13:42:00.000-07:00</published><updated>2010-09-18T22:36:07.419-07:00</updated><title type='text'>صلح از دیدگاه آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;a href="http://bp0.blogger.com/_yuCwCHHBmLY/SGqX8hrSjNI/AAAAAAAAATI/IMOChrm7Yj4/s1600-h/1+(286).gif"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5218150184350026962" src="http://bp0.blogger.com/_yuCwCHHBmLY/SGqX8hrSjNI/AAAAAAAAATI/IMOChrm7Yj4/s320/1+(286).gif" style="cursor: hand; display: block; margin: 0px auto 10px; text-align: center;" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #3333ff; font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: 130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;1. براي دفع آفات اجتماعي و برقراري صلح جمعي، بايد انتقادپذير و انعطاف‌پذير و صبور بود.&lt;br /&gt;2. ساكنان ديار صلح و مساوات، كساني هستند كه در جويبار نوع ‌دوستي و مهروزي، تن را از هر خودخواهي و خودبيني و خودمحوري شسته‌اند.&lt;br /&gt;3. صلح و مسالمت، سرمايه‌گزاريهاي بلندمدتي است كه نسلهاي جاري و آينده از منافع عمومي آن بهره مي‌برند.&lt;br /&gt;4. بدون احترام متقابل، صلح و دوستي برقرار نخواهد شد.&lt;br /&gt;5. يكي از ابعاد صلح، اصلاحات است.‌ پرچم صلح بر بام سرزميني به اهتزار خواهد بود كه توده‌هاي مردم آن، اصلاحات را در زندگي فردي و اجتماعي دنبال كنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family: Arial, Helvetica, sans-serif;"&gt;6. يكي از ملزومات صلح در جهان،‌ عدالت حكومتهاست. ‌عدالت قدرتها از طراوت باران بهاري لازمتر است. بهترين چيزي كه بقاء دولتها را تضمين مي‏كند عدل و مساوات است.&lt;br /&gt;7. صلح و آرامش و كامروائي براي مردمي كه حكام آنها آلوده به تبعيض و زورگوئي و خيانت باشند،‌ غير ممكن است.&lt;br /&gt;8. بخشش و گذشت، مؤثرترين راه صلح‌آفريني است.&lt;br /&gt;9. صلح و مسالمت، ضامن بقاء نسل آدم و حوّاست.&lt;br /&gt;10. مؤمن واقعي كسي است كه بين ديگران،‌ صلح و آشتي برقرار كند.&lt;br /&gt;11. پيامبران،‌ مصلحين عصر خويش بوده‌اند و مهمترين آرزويشان، صلح ِ بين انسانها بوده است.&lt;br /&gt;12. جامعه‌اي كه الگوهاي دروني آن، صالحين باشند،‌ لياقت الگودهي به جوامع حال و آينده را دارد.&lt;br /&gt;13. كسي كه خشم و نفرت و كينه را جايگزين صلح و آرامش مي‌كند، جسم و روح خود را از درون و آبرو و اعتبار خود را از برون، تخريب مي‌كند.&lt;br /&gt;14. فلسفه‌ي تبليغ پيامبران، صلح و برابري است و بهترين دليل اثبات صلح‌جوئي در سنت پيامبران، آن است كه هيچ پيامبري ، ‌با پيامبر ديگري اختلاف نداشت و پيامبران قبلي را تاييد مي‌نمود و به ماموريت پيامبران بعدي مژده مي‌داد ؛ پس چه بجاست كه پيروان پيامبران كه بخش عمده‌اي از جمعيت پراكنده‌ي جهان را تشكيل مي‌دهند، از پيشوايان خود بياموزند و صلح و مسالمت را جايگزين تعصب و نفرت كنند.&lt;br /&gt;15. پيام هميشگي‌ اينجانب ، صلح و نوع‌دوستي و گذشت است فلذا بسياري از خانواده‌هائي كه در آستانه‌ي فروپاشي بودند،‌ پس از ديدار و شركت در جلسات مذهبي بنده ، به صلح و آشتي و مسالمت و شرايط بهتري در زندگي مي‌رسيدند.&lt;br /&gt;16. معتقدم براي برقراري صلح و ثبات بين‌المللي بايد تعصبات مختلف را كنار گذاشت و همواره به دور از تعصبات قومي و مذهبي بود ؛ و مي‌گويم : خداوند براي هر قوم و ملتي راه و روشي در هدايت مقرر كرده و نبايد كسي عقيده و دين خود را به ديگران تحميل كند.&lt;br /&gt;17. برخلاف روحانيون حكومتي، اهل صلح و مسالمت هستم و هرگز خشونت‌طلب نبوده ام و بر عليه بدخواهان خود شايعه‌سازي و دروغپراكني نمي‌كردم بلكه با منطق و استدلال پيش مي‌رفتم و حتي بارها درخواست مناظره‌ي تلويزيوني با رهبران اسلام سياسي داشتم.&lt;br /&gt;18. بر خلاف دستگاه حاكمه ي ايران كه به دلايل مبهمي، يهودي ستيزي مي‌كند، اينجانب براي يهوديان احترام زيادي قائلم و دين آنها را بعنوان يكي از اديان الهي برسميت ميشناسم .&lt;br /&gt;19. بي‌عدالتي و تبعض و طبقه‌بندي اقشار جامعه به درجات مختلف را عامل مهمي براي جنگ و دعوا و درگيري مي‌دانم چرا كه صلح و آرامش را از بين مي‌برد.&lt;br /&gt;20. اينجانب همه‌ي اقشار مختلف جامعه را به عدالت و مساوات و دوري از تعصب و تبعيض و خشونت، دعوت مي‌كنم و حتي بارها به مسئولين بلندپايه‌ي حكومت نامه نوشتم و با استناد به شواهد قطعي نسبت به شيوع ظلم و بي عدالتي در جامعه ي ايراني هشدار داده بودم.‌ به عنوان نمونه در نامه هايم نوشتم :&lt;br /&gt;همانطوري كه مستحضر مي‏باشيد دوام هر حكومتي به عدل است كه : « الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظّلم » حكومتِ جداي از دين مي تواند تداوم پيدا کند ولي حكومت بدون عدل و توأم با ظلم و استبداد ، سرنگون مي‌شود و دليل عمده فروپاشي ابرقدرت شرق كه به تنهائي عامل ترس و وحشت براي ناتو بود، ستمكاري مسئولين أمورش بود. تاريخ هميشه از استبداد بني‏اميّه و بني‏عبّاس كه مدعي حكومت ديني بودند، گزارشات جاودانه دارد. متاسفانه ستمكاري بعضي از مسئولين نظام و عوامل خودسر، كه در ديد عوام به عنوان نمادهاي دين و مذهب شناخته مي‌شوند، باعث تخريب دين و وجدان و معنويت در جامعه شده كه اين، زنگ خطر را به گوش انسانهاي بيدار مي‌رساند و...، همچنين در اين نامه‌ها،‌ جرم خود را استقلال فكري و اعتقاد به جدائي دين از سياست اعلام نموده‌ام اما مامورين وزارت اطلاعات و دادگاه ويژه روحانيت ، با اتهامات ساختگي و دروغ، آنرا جابجا كرده‌اند.&lt;br /&gt;21. احترام به پيروان اديان و عقايد ديگر را براي رسيدن به صلح جهاني لازم مي‌دانم، و براي همگاني كردن اين طرز فكر، اقدامات خاصي انجام مي‌دادم از جمله پيام تبريك اينجانب در آستانه تحويل سال 2001 ميلادي پيامي بود به تمامي مسيحيان جهان تحت عنوان 2001 سلام بر مسيح .&lt;br /&gt;22. بهترين روش در هر حركتي را، تبليغ و روشنگري و كار فرهنگي مي‌دانم و همگان را از خشونت و درگيري بر حذر مي نمايم و به همين خاطر همواره روشهاي صلح‌آميز را به كار مي‌گرفتم. مثلا ً براي آنكه به جهانيان بگويم كه مردم ايران گرفتارند، اجتماعات بزرگ نيايش براي گرفتاران و بيچارگان برگزار مي‌نمودم؛ يا براي آنكه بگويم مردم از دين سياسي خسته شده‌اند و دين سنتي را مي‌خواهند، مراسم بزرگ مذهبي غير سياسي برگزار مي‌نمودم. دو هفته مانده به عيد فطر (كه از اعياد مهم اسلامي است و اجتماعات عبادي بزرگي برپا مي‌شود)، در مصاحبه با راديو صداي ايران اعلان نمودم كه قصد دارم نماز عيد فطر را در خيابان آزادي تهران برگزار كنم و علاقمندان دين سنتي و مخالفين دين سياسي را به اين گردهمائي عظيم مذهبي دعوت نمودم. پيش‌بيني مي‌شد كه اين اجتماع بي‌نظير، با حضور ميليونها نفر با پيام : نفي مسالت‌آميز حكومت ديني برگزار شود كه يقينا علت اصلي عجله در تهاجم وحشيانه به اينجانب ، جلوگيري از برگزاري چنين مراسمي بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3962683376603524677-7999182460826740361?l=sedayeazadi8.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/feeds/7999182460826740361/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3962683376603524677&amp;postID=7999182460826740361' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/7999182460826740361'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3962683376603524677/posts/default/7999182460826740361'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://sedayeazadi8.blogspot.com/2008/07/1.html' title='صلح از دیدگاه آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی'/><author><name>کامیار</name><uri>http://www.blogger.com/profile/18133339944132859706</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp0.blogger.com/_yuCwCHHBmLY/SGqX8hrSjNI/AAAAAAAAATI/IMOChrm7Yj4/s72-c/1+(286).gif' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
